بیماری و فرهنگ

 
تاثير فرهنگ روي امراض روحي در مثال افسردگيدکتر عبدالشکور محمودزاده *افغانستا ن
متخصص امراض عمومی و روان درما نی

تا چندی قبل بین محققان نظر واحدی در ارتباط به نقشی که کلتور ها ی مختلف در ارتباط به نوع بروز و فراوانی امراض روحی بازی میکنند وجود نداشت. از زمانیکه مدل های چند بعدی تشریح امراض روانی اهمیت خود را به ثبوت رسانده اند، روش مقایسه ی فرهنگی در خصوص امراض روحی نیز مهم گردیده است  
چنین مدلهای چند بعدی بوجود آمدن و تداوم امراض روحی و افکار؛ رفتار و عواطف ناشی از آن را به شرایط ناگوار زندگی ؛ خصوصیات روانی روحی متغیرهایی ارگانیزمی و همچنین تاثیر متغابل این فاکتورها نسبت میدهند.
جگونه شرايط ناگوار زندگي به امراض روحي مي انجامند از يك طرف وابسته با قابليت ها ومنابع فردي؛ اجتماعي ؛ فرهنگي و مادي و از طرف ديگر به تخمين امكان تاثير گذاري به اوضاع و واكنش هاي غلبه بر مشكلات ( رهيافت هاي كنارآئي) مي باشد  
پوتنسيال عملكرد در بروز نا گواريهاي مشخص تاثير گذاشته. و رهيافت هاي كنارآئي را كه جهت غلبه بر آنها انتخاب مي شود شكل مي دهد و نقش مهمي در پيروزي و يا عدم پيروزي اين تلاش ها بازي مي كنند 
حلقه ي ارتباطي بين شرايط نا گوار زندگي و امراض روحي را توانائي ها و منابع ذهني فرد؛ پوتنسيال فرهنگي وي و جهت يابي شناختي آنها و همجنان تاثر متقابل اين منغير ها تشكيل مي دهند  
پوتنسيال ذهني فرد در برگيرنده ي برداشت از خود؛ سبك استناد و يا انتساب وقايع قابليت حل مسائل و شايستگي اجتماعي مي باشد  
پوتنسيال فرهنگي در برگيرنده كمك هاي عاطفي؛ مادي و اطلاعاتي توسط ديگران و مقام و مو قعيت اجتماعي مي باشد  
جهت يابي شناختي شامل درك فردي؛ تفسير و تعبير آن ؛ معيار هاي تفسيري پذيرفته شده يعني الگو هاي قبول شدن اجتماعي و ايدئو لو زيك مي باشد 
رهيافت هاي كنارآئي حاوي واكنش هاي اجتنابي؛ تغير معاني و استراتيجي فعال برخورد يا مبارزه با شرايطي كه فرد آنرا مشكل شخصي و عاطفي خود مداند؛ مي باشد  
چنين مدل هاي چند بعدي امراض رواني به وضاحت نشان مي دهند كه در بروز رفتار؛ عواطف و افكار نا بهنجار معيار هاي تفسيري و استراتيجهاي مشكل كشائي فردي و گروهي دخيل مي باشند 

ادامه در مجله سایکوسوماتیک

Comments are closed.